تبليغاتX
شکاف - دلتون بسوزه !!!
 

در نظر بگير يه آقاييو كه 37 سالشه و به آرزوي دست نيافتنيش دست يافته . هه هه . يه چلغوز نادري كه دري به تخته اي خورده و صاحب كلي مال و منال شده . يه ويلاي رديف تو لاس وگاس و ماشين و كارخونه و زار و زندگي . همه چي باهم .( چلغوز نادر: يعني الزاما همچين داستاني اتفاق نيفتاده ، چون اگه يه چيزي يا كسي يا هرچي ... نادر باشه شك نكن كه من نديدمش ، چون من تو زندگيم هيچ چيز غيرعادي اي نديدم چه برسه به نادر ، درضمن تاحالا با آدم چلغوزي هم سرشاخ نشدم كه پي به قصه ي زندگيش ببرم و بيارم قصه شو بذارم تو شكاف ، خيال پردازيه ايني كه دارم ميگم !) اگه شخص مورد نظر كنار استخر دراز بكشه و يه خانوم خوش بر و رو ، روي تخت بغلي مشغول برنزه كردن باشه ، شلوار كردي پوشيدن نشانه اصيل بودنه يا خز بودن ؟‌

فرض كن اين آقاهه يه پشت موي جينگول داره و يه پيرهن گل منگلي پوشيده و تيسش ميزنه ! مدام برمي گرده به خانوم مذكور ميگه : جون ! ( بعد تو دلش ميگه ننه ججون كج جايي ( جيمشم ميزنه!) ببيني چي ؟ كامبيزت چي ؟ پادشاهي مي كنه ! )

يه نكته ي ظريف ميشه تراش داد ،‌ اونم اينه كه اگه يه رئيس كارخونه اي كه ورشكست شده بوده ،‌بعد از پنج سال كه بخاطر بدهي هايي كه بالا آورده بوده و حبسشم كشيده از زندان آزاد بشه و از كميته امداد كمك بگيره و تو يه جاي كثيف شهر يه خونه فسقلي اجاره كنه و تو خونه به كپه ي رختخواب ها تكيه بده و روزنامه بخونه اين دو تا مطلب كه گفتم دقيقا برعكس همديگه اند. رئيس كارخونه سقوط كرده و چلغوز نادر بلند پريده ، بعد ميگن چرا خدا آدمو آفريد ؟ واسه همين ديگه عزيز من ! هيچ مي دوني چه حالي ميده قدرت داشته باشي هر چي دوست داري به هر شكلي كه دلت مي خواد بسازي و با يه برنامه كه براش نوشتي بفرستي تو زمين ( منظورم تقدير نيستا !‌) تا كار تو رو به بهترين شكل ممكن انجام بده . حالا اگه كاري نداشته باشي كه بخواي انجام بدي دنبال تفريح نمي گردي ؟ چه تفريحي از ديدن بازي هر روزه ي  6 ميليارد نفر آدم بهتر؟ روزي 8 ساعتم اين چيزيو كه ساختي نمي خواي ببينيش كه تعبيرش 8 ساعت خواب آدماس . حالا اگه حال كني يكي از اين چيزايي رو كه ساختي بيشتر نگاهش كني ، بايد از وقت خوابش كم شه . حالا مي فهمم چرا شبي 5 ساعت بيشتر نمي خوابم ! مامانم ميگه تو اوراكتيوي ! يه كم بخواب بچه ، ولي دليلش همونيه كه الان فهميدم ! خدايا منم خيلي دوستت دارم ! همه اين حرفا كه تا الان گفتم معنيش اينه كه داستان زندگي من جالبه ، واسه همين خدا بجاي 16 ساعت در شبانه روز ،‌19 ساعت نگاهم مي كنه . يعني خدا منو به اندازه ي 3 ساعت ضربدر تعداد روزاي عمرم از كسايي كه شبي 8 ساعت مي خوابن بيشتر دوست داره ! دلتون بسوزه !

هر كه در اين بزم مقرب تر است ، جام بلا بيشترش مي دهند . حالا كه خدا منو انقد بيشتر از اكثريت آدما دوس داره اگه اين شعره درست باشه بدبختي هايي كه من مي كشم يه جورايي تعبير ميشه . خسته شدم از اين زندگي . چقدر بد بياري بايد بيارم ؟ خدايا منو بكش بقيه ي بازيم ديدن نداره  . توي  گل و شل گير كرده ام . راحتم كن خدا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت   توسط سعید  |