بعضی کارا نا بخشودنین. همیشه دوست دارم آلبوم موزیکیو که دارم گوش می کنم نتونم آهنگ بعدیشو پیش بینی کنم. شافل ! حالا اگه یه آلبوم جدید گیر بیارم و دوس داشته باشم بدونم کدوم آهنگ اسمش چیه و خواننده اش کیه و پخش آهنگ موبایلمو شافل کنم و گوشیو بذارم تو جیب شلوار جینم ، این میشه یه مثال دم دست واسه یه کار نابخشودنی !
امروز با رفیقم رفتم کلی جاهای مختلف. صنتعی اصفهان می خونه و قرار بود انتقالی بگیره به شرطی که معدل دو ترمش 17 شه که نشد و نموند پیشمون . پرسید نمی خوای زن بگیری ؟ رد دادم و پروندم تا حالا بهش فکر نکردم ! یه جای دیگه پرسید تا حالا عاشق شدی ؟ اینجاشو خوب یادمه چون داشتم زیر سیگاریو خالی می کردم و نزدیک بود بریم تو شکم یه پرادو که قیافه ی راننده اش نشون می داد خیال می کنه خیلی زرنگه ، ولی خیلی دستو پاش روی مالش می لرزید ، وقتی داشتم با سرعت بهش نزدیک می شدم می شد وحشتو تو چشماش دید. با خونسردی جواب دادم : این مال خیلی سال پیشه ، آدم تو این سن خیلی سخت ممکنه عاشق شه.
گفت به قیافه تو هر چیزی می خوره جز عاشق بودن ، نظر تو در مورد چشمو ابروی من چیه ؟ مچشو گرفتم . یه بار جستی ملخک ، دوبار ... قضیه چیه ؟ کی چشمتو گرفته ؟ ( و اینجا دوستمو یه گوسفند بیچاره دیدم که باباش پاچه شو می گیره ، من مچشو می گیرم و یکی چشمشو !) و ماجرای عشقی از دهانش برون جست .

