داشتم کرم کارامل می خوردم ، یکی از رفیقام پرسید :
می دونی سوسک چه مزه ایه ؟
پرسیدم : این سوسک ریزه سیاها یا اون سوسک ریزه سفیدا یا ...؟ (روانشناسی کودک تو این جمله دیده نمی شه؟ حرف سوسک ریزه سفیدا رو زدم که بگه مگه سوسک سفید هم وجود داره؟ آخه سوسک ریزه سفیدا خیلی کمیابن و من دیدمشون - این جوری سر رشته مطلب می افتاد به دست من )
گفت : نه ... اون بزرگ سیاها رو میگم که از تو فاضلاب میان و لهشون که می کنی یه مایع لزج سبزی میاد بیرون . اون به نظرت چه مزه ایه؟
گوشیمو در آوردم گفتم بذا یه زنگ بزنم الان آمار می گیرم ، یه رفیقم تازه از چین برگشته خوراک سوسک توی منوی رستورانا بوده ، شاید یه بار هوس کرده باشه بخوره . اون حتما آمار داره ...
گفت : بابا مگه شوخیه ؟ یه میلیاردو دیویست ملیون جمعیتو دولت باید یه جوری سیر کنه دیگه . فرهنگ سازی میکنن که مردم همه چی بخورن ... جمله ای که به مردم میگن اینه : " شاید چیز بهتری گیرت نیاد ، همینو بخور خودتو سیر کن برو به کارت برس ! "
گفتم : درمورد کیبورد چینی چیزی میدونی ؟ تایپ کردن باهاش باید از اس ام اس فارسی زدن ما سخت تر باشه . شیشصد تا کاراکتر توی سی و دو تا خونه ! یعنی هر دکمه ی کیبورد پونزده تا حرفه . مثلا کلید " ت " رو اگه هفت بار فشار بدی ، یه چیز میزنه اگه هشت بار فشار بدی یه چیز دیگه .
گفت : نه ... اونا یه چیزی مثل " تی نه " که الان رو اکثر موبایلا هست ، دارن . هر حرفو که میزنی یه سری کلمات خاص رو میشه باهاش انتخاب کرد .
گفتم : پس عریضه نویس های دم قوه قضاییه شون چی پس ؟
گفت : اونا رو دولت بهشون زمین و جواز رستوران میده .
گفتم : ژاپنیا انگار اصلاح نژاد کردن ، قیافه هاشون خیلی از چینیا بهتره .
گفت : آره ... از ژاپن به سمت چین و غرب آسیا هی زشت و زشت تر میشن تا حوالی تبت دیگه قطع میشه مطلب . تموم میشن ! یعنی باید از تبت زن گرفت ، دختر تبت آباد ...
گفتم : مرگ و میر هم زیاده تو چین . جا هم کمه . واسه همین مرده هاشونو که می سوزونن حتی خاکسترشم نگه نمی دارن ... به باد میدنش تا حتی یه سانت هم به مرده ها از خاک زنده ها نرسه !
گفت : قبر الان میدونی متری چنده ؟ هیچی نباشه یه میلیون در میاد یه جای تنگ و ترش . با مراسم به چار پنج ملیون میرسه یه مردن ساده . یعنی من به درد مردنم نمی خورم . خاک بر سر من . { محکم کوبید تو سر خودش }
گفتم : حرف زدنشون هم جالبه ! چون یه کلمه چند تا معنی میده و تلفضشون یکیه ولی نوشتنشون فرق می کنه ، موقع حرف زدن یه جا می بینن حرف همدیگرو نمی فهمن رو هوا شکل حرفو می کشن ! مثلا یه مربع وسطش یه ستاره . یعنی من می رم یه هفته حوالی " یانگ تسه " کارای شرکتو ردیف کنم .
گفت : نمی شه کاری که آتاتورک با ترکیه کردو باهاشون کرد . اونا حرف زدنشون عوض نشد ، فقط نوشتنشون شده ترکیلیش ! چینیا تلفض هاشونم خرابه آخه .
گفت : آره ... زبون فرانسویا هم همین جوریه ... گوش دادن حرف زدنشون اعصاب آدمو خراب می کنه .
گفتم : منم موافقم . تو چی میگی ؟ ... با توام عزیز من ... الو ... چرا می خونی ؟ حرف بزن ... بگو تو چی میگی؟